2
پنجره را بهانه می کنیدلتنگی هایت سر ریز می شوندوقت رفتنپشت سر آب می ریزمویک فنجان قهوهنگاهت طعم تلخ می گیردبر می گردیومن همچنان دست هایم را می تکانم.
دلتنگی هایت سر ریز می شوند
وقت رفتن
پشت سر آب می ریزم
ویک فنجان قهوه
نگاهت طعم تلخ می گیرد
بر می گردی
ومن همچنان دست هایم را می تکانم.
+نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387ساعت19:12توسط وجیهه ابراهیمی نژاد | | 1 به قاعده های دلتنگی دل مبند و سلام را به مبادای دوری بپاش چشم باز که کنی چه میشود اگر بشود که باشی به نگاهی حتی +نوشته شده در شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت8:34توسط محسن حیدریان فرد | |
1
به قاعده های دلتنگی دل مبند و سلام را به مبادای دوری بپاش چشم باز که کنی چه میشود اگر بشود که باشی به نگاهی حتی
به قاعده های دلتنگی دل مبند
و سلام را
به مبادای دوری بپاش
چشم باز که کنی
چه میشود
اگر
بشود
که باشی
به نگاهی حتی
+نوشته شده در شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت8:34توسط محسن حیدریان فرد | |
Home Profile Email Night Skin
وبلاگ شخصی محسن حیدریان فرد وبلاگ شخصی وجیهه ابراهیمی نژاد